الشيخ محمد الصادقي الطهراني
68
فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)
است و نه غروب قرص خورشيد كه آيهى : « ثُمَّ اتِمّوُا الصَّيامَ اللَّيْلِ » « 1 » است ، نه « الىالغروب » . مانند نمازِ عصر كه « قَبْلَ غُروبِها » است . مسألهى 29 : ارتماس - سر زير آب بردن - يا هر مايعى مانند آن - در حال روزه حرام است ، ولى روزه را باطل نمىكند مانند قىكردن كه حرام هم نيست و چگونه برون كردن غذا از معده همچون غذا خوردن روزه را باطل مىكند ! و نسبت دروغ بهخدا يا معصومان باطلكنندهى ايمان است كه روزه هم طبعاً باطل مىشود ، ولى نسبت مشكوك گرچه حرام است ولى ايمان و روزه را باطل نمىكند ، گرچه خود از ضعف ايمان است . مسألهى 30 - اوّل ماه رمضان با ديدن هلال ، و يا اطمينان به آن ثابت مىشود ، و چشم مسلح نيز مانند چشم عادى كافى است ، و تنها براى افق شما تكليفآور است . مسألهى 31 - روزهى « يَوْمُ الشَّك » اگر به نيّت احتمالِ رمضان باشد درست است ، كه اگر هم رمضان نبود به نيّت قضاى گذشته ، و يا واجب و يا مستحبى ديگر صحيح است ، و روزهى « يوم الشكِ » آخر رمضان واجب مىباشد . مسألهى 32 - كفارهى شصت روز روزه با اطعامِ شصت مسكين تنها در صورت عَمْد ، واجب مىشود ، و در صورت جهالت و نادانى قضاى روزه كافى است ، يعنى اگر با دانستن حكم افطار ، نادانى كرد ، و نه عناد و تعمّد ، كفّاره ندارد ، فطريه هم به اندازهى سه كيلوگرم از غذاى معمولى خود شماست و نه ديگران ، فطريهى ديگران نيز در صورتى برعهدهى شما است ، كه نه تنها ميهمان بلكه نانخورِ شما باشند ، اگرچه شبِ اوّلشان باشد ، زيرا اصولًا كسى كه بينوا نيست بايد خودش زكات خود را بدهد ، و برحسب نصِ « مَنْ ضَمَمْتَهُ الى عيالِكِ » يعنى كسى كه به نانخورهاى خود افزودهاى ، فقط زكات او برعهده شما است و ديگر هيچ .
--> ( 1 ) - سورهى بقره ، آيهى 187 .